در خانه‌ای چوبی، انرژی‌های پنهان تسلا از دل زمین برخاستند؛ نه برق معمول، بلکه ارتعاشی از عشق و کشف. دو پیکر خیالی، نماد منطق و احساس، در رقصی مغناطیسی ظاهر شدند و در نهایت به فیش و پریز بدل گشتند؛ ابزارهایی ساده که جهان را دگرگون کردند. این خانه، نماد بیداری انرژی و اتصال به هستی است.

در دل خانهای چوبی، جایی که پارکتها هنوز صدای قدمهای اندیشه را در خود دارند، انرژیهایی پنهان در کف زمین شروع به لرزیدن کردند
اینها، انرژی های تسلا بودند نه الکتریسیته ی معمول، بلکه ارتعاشاتی از جنس رؤیا، عشق، و کشف
.کف خانه ترک خورد
.و از میان آن، دو پیکر خیالی برخاستند مرد و زنی از جنس نور و فرکانس
.آنها، تجسمی بودند از دوگانگی ذهن تسال: منطق و احساس، علم و شهود، اختراع و الهام
.در آغوش هم، به رقص درآمدند؛ نه با بدن، بلکه با میدان مغناطیسی
.و در اوج این رقص، دوباره از سر فرو ریختند و تبدیل شدند به فیش و پریز
.ابزارهایی ساده، اما حامل انرژیای که جهان را تغییر داد
.در این خانه، خبری از شمارهگیر نیست
.ارتباط با هستی، نه از طریق ابزار، بلکه از طریق حضور است
.این خانه، خانهی تسالست
.اما نه خانهای برای خواب، بلکه خانهای برای بیداری
.بیدارِی انرژی، خیال، و اتصال به کل هستی

170cm-80cm-80cm:اثر ابعاد
موضوع و مفاهیم:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *